ملا محمد مومن كرمانى
403
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
دو درياى آتش ز هر دو طرف * پى شعله بارى كشيدند صف گشادند بازو به پيكار هم * كشيدند خنجر به آزارِ هم چنان كرد قهر و غضب اشتلم * كه مهر و وفا كرد سررشته گم پذيرفت بنياد هستى خلل * جهانگير شد دستگاه اجل يلان قرعه رزم انداختند * به مردانگى تيغ كين آختند ز بس ريخت خون تيغ الماسگون * شد آن دشت پيكار ، درياى خون سر از تن جدا ، تن ز سر بىخبر * ز تن روح ناكام كرده سفر فتيله نهانى به گوش تفنگ * همى گفت : گرم است بازار جنگ « 1 » ز غرّيدن توپ اژدر فشان * ز افغان زنبورك رعدسان برآمد يكى صاعقه شعله بار [ b 62 ] * كه از التهابش جهان گشت تار بريد اجل آمده زآسمان * كمين كرده در گوشهاى كمان ملخهاى پيكان به پرّندگى * شده آفت مزرع زندگى « 2 » ز گرد ستوران اژدر نهيب * يكى گرد تيره برآمد عجيب كه از ظلمتش تيره شد روى مهر * به ظلمت نهان گشت روشن سپهر سنان دليران بىخود و ترگ * به شير افكنان داد پيغام مرگ ز غرّيدن ناى روئينه دم * ز وهم و تزلزل جهان زير و بم دليران دلاور هريك سنان جانستانى در دست ، و خدنگ خونفشانى در شست ، و كمانى در بازو ، و با قوس ملك « 3 » هم ترازو شده ، از شوق صهباى دلاورى سرمست ، و شعلهء بوارق حسام آبدار افراخته ، خرمن عمر مخاصمين را مىسوختند .
--> ( 1 ) - تشبيه زيبا و لطيفى است . ( 2 ) - از شاهنامه صادقى بيگ ، كتابدار شاه عباس بزرگ است . ( شاهنامه آخرش خوش است ، ص 560 ) . من تمام شاهنامه صادقى را نخواندهام . بسا ساير ابيات كتاب هم از همان جا باشد ؟ ( 3 ) - شايد هم قوس فلك ؟